تبليغاتX
شبی در آستانه یک دل

من زخم دلت بودم ، پوياي دلم گشتي
مرهم به دلت بستم ، غوغاي دلم گشتي
باران دلت بودم ، در كوه تنت پنهان
چون چشمه جوشان ، صحراي دلم گشتي
آنگه كه زدم پنجه ، برتار دلت اي دوست
موسيقي جانبخش ، روياي دلم گشتي
از شيشه بنا كردند ، بنيان دل تنگت
چون قصر بلورين ، دنياي دلم گشتي
چون شمع شدي سوزان ، برجان و دلم تابان
تا روشنك بزم ، شب هاي دلم گشتي
صورتگر نوپاي ، احوال رخت بودم
چون نقش چليپاي ، ديباي دلم گشتي
در مجمع دلداران ، مختار و رها بودم
چون سلسله مهري ، بر پاي دلم گشتي
آزاد و رها بودم ، در بند شدم اينك
شادم كه در اين محبس، ياراي دلم گشتي

*****

مشتاق دلم بودي ، من باغ دلت گشتم
در كشتي بحر عشق ، سكان دلم گشتي
از هر نفست روحي ، از كالبدم خيزد
انفاس مسيحاي ، ايمان دلم گشتي
اسرار دل و جان چون شعر از نگهت ريزد
شيوايي هر شعر ، ديوان دلم گشتي
از نرمي و حسن و لطف، چون شاخ گلي بودي
تك شاخ گل سرخ ، گلدان دلم گشتي
اي شيفته جانان ، ديگر به چه مي تازي
اينك كه تو تك تاز ، ميدان دلم گشتي
رفتي و سبوي دل ، خالي ز شرابت شد
مي باز بر اين تشنه ، باران دلم گشتي
زين شرحه چه ها گويم ، اي شرح زبان من
آغاز دلم بودي پايان دلم گشتي

 
در تيرگي شامت ، شب تاب دلت بودم
چون ماه سپهر دل ، مهتاب دلم گشتي
گفتي كه مرا درياب ، اي تاب و توان دل
من تاب دلت گشتم ، بي تاب دلم گشتي
من فاتح دژهاي ، دل هاي كسان بودم
تو فاتح يكتاي ، ابواب دلم گشتي


آنگاه كه پيوستند ، جان من و تو در هم
آفاق دلت گشتم ، الهام دلم گشتي
گفتي كه برفت از دست ، آرام و قرار دل
آنگه كه شراب هجر ، ، در جام دلم گشتي
گفتم به نهان با تو ، از هجر چه مي گويي
اينك كه تو آغاز و ، فرجام دلم گشتي
گه گاه در انديشه ، رخسار تو مي ديدم
فرياد كه رخسار ، مادام دلم گشتي
ديگر مرو از پيشم ، مهمان دل ريشم
پيش آي كه چون شهدي ، در جام دلم گشتي

 
پايان رهي بوديم ، زين راز شديم آغاز
بر بال دلم بنشين ، پرواز دلم گشتي
اين راز مگو زنهار ، با بي خبران اغيار
گنجينه به دل بسپار ، همراز دلم گشتي

 
چون زمزمه اي گشتم ، كارام دلت باشم
آرام دلم بردي ، فرياد دلم گشتي
استاد بدم چندي ، در مكتب من بودي
اين رابطه وارون شد ، استاد دلم گشتي
اكنون كه بشد اينسان ، آباده ما ويران
در كوي پريشاني ، ميعاد دلم گشتي

 
گفتي كه به شب ها خواب ، از ديده گريزان شد
من خواب دلت گشتم ، بيدار دلم گشتي
گفتي كه دوائي كن زين زخم دل ما را
درمان دلت گشتم ، بيمار دلم گشتي
گفتم نفسم درماند ، آهسته نما اقدام
گفتي كه توئي راكب ، افسار دلم گشتي
از مهر چه مي خواهي ، اي تشنه اين چشمه
انكار همي بودم ، اقرار دلم گشتي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 17:14  توسط کمند | 
 
معرفی نامه

با کوچه اواز رفتن نيست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست
وقتى تو نباشى من به من مشكوكم
به هر گل به هر سايه روشن مشكوكم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
بى تو به كابوس و به رويا مشكوكم
به شعله به پروانه حتى مشكوكم
باز امشب فانوسي روشن نيست
با سوگ اين شب يك شيون نيست
از كوكب تا كوكب خواموشي
شب هست و شوق شب كشتن نيست
ترسم نيست از ديوار از بن بست از سايه
تاريك تاريكم من از من ميترسم
چرا دل ببندم به شب كوچه گردى
كه از اين سكوت سترون ميترسم
من از سايه هاى شب بى رفيقي
من از نارفيقانه بودن ميترسم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
با کوچه اواز رفتن نيست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست
شب هست و شوق شب كشتن نيست


دل نوشته های سابق
هفته دوم آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
شهریور 1388
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
مهر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

آرشیو موضوعی
انگیزه هائی عاشقانه برای بودن

با قلمی از
عاشقان
(عشق به خدا شاهراهی به کمال)
دکتر الهی قمشه ای
نیکاح .... منصور
ماه نخشب ...شیدا

گشت و گذار وبلاگی




حضار عشق: نفر

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM