![]() |
![]() |
|
|
آخرین ساعات سال کهنه رو سپری میکنی تا به استقبال سالی با تنپوشی سبز برویم دلهایمان همچنان سوگوار در غم ابر مرد دین اربعین حسینی را بیکایک عاشقان ولایتش تسلیت عرض میکنم
تا کهکشان مهربانی چند ستاره میسوزد يوسف؛عزيز مصر؛مردم را از قحطي نجات داد....اميد به زندگي و شاد زندگي کردن را به مردم هديه کرد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 16:7 توسط کمند |
|
|
در من هزار حرف نگفته
در آسمان آبي اين چشم ناشناس عید بر همگان مبارک باد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 9:25 توسط کمند |
|
|
سال کهنه رفت
زمان است به خیابان میروم وقلمم را از ستاره ها و ابرهایی تازه درچشم انداز افق روشن میشود واژه ها را روشن میکنم به نام اولین پرنده بیدار به نام میهنی که فرزندانش جنگجویان و شجاعان اند اولین کلمات از سرانگشتانم پرواز میکنند و اینک صبح روئیده است سال تازه مبارک باد
زشت من! زيباى من! كابوس من ،رؤياى من |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 15:36 توسط کمند |
|
| معرفی نامه |
|
| دل نوشته های سابق |
| آرشیو موضوعی |
| با قلمی از |
| عاشقان |
| گشت و گذار وبلاگی | |
|
حضار عشق: نفر |
|