![]() |
![]() |
|
|
جهان بازتابي از خود ماست، وقتي از خود بيزاريم از همه بيزاريم ووقتي به همين كه هستيم عشق مي ورزيم تمام جهان به نظر فوق العاده دوست داشتني مي آيد. تصويري كه انسان از خويش در ذهن دارد ، دقيقا تعيين مي كند كه چه رفتارهايي از او سر خواهد زد ، براي چه چيز تلاش خواهد نمود و از چه چيزهايي اجتناب مي كند. منشا تمام افكار و حركات ما ، چگونه ديدن خويشتن است ، ما همانيم كه معتقد به بودن آنيم
http://sarzamineshgh2.blogfa.com/ دلم برای کسی تنگ است دوستان عزیز . تمامی این مدت نوای عشق سر دادیم . بس است این وبلاگ منتقل میشود به بخش دیگری از عشق عشق دیار . عشق وطن . در انتظار حضورتان ایرانی بمانیم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 20:40 توسط کمند |
|
|
همیشه از این که چون خورشید پشت ابربودی و روشنایی عشقم.. ازاندک نور تو.. بوده خشنود بودم ، چشمانت را در چشمان خود نمی دیدم... امّا زمین تیره و تار در مقابل چشمانت آینه بود... و همواره انعکاس زیبایی آن ها را می نگریستم...
بیا و بشکن............. این سکوتُ
لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای...
طعمشتلخبود. تلخياشرا دوستنداشتيم. نميدانستيمكهدواست. دواي تلختريندردها. نميدانستيممعجوناست. معجون انسانشدن. گمشكرديم. شيطاناز دستماندزديد. بيطاقتشديمو ناآرام. دهانمانبويشكايتگرفتو گلايه... و تازهفهميديمنامآناكسير مقدس، نامآنچهاز دستشداديم، «صبر» بود !!
نرو نرو .. د میگم نرو دیگه ..
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 5:42 توسط کمند |
|
| معرفی نامه |
|
| دل نوشته های سابق |
| آرشیو موضوعی |
| با قلمی از |
| عاشقان |
| گشت و گذار وبلاگی | |
|
حضار عشق: نفر |
|