تبليغاتX
شبی در آستانه یک دل

خواب ديدم كه شبي رهگذري مي آيد شب دلتنگ مرا سر زده مي آرايد مي رسد تا كه پس از اين همه دلتنگي ها گره ازبغض غزل هاي ترم بگشايد اين همه شور كه در ذهن غزل هاي من است بوي ياسي ست كه از هرم تنش مي آيد .غزلم نذر نگاهت مددي كن؛ چنديست مرگ دارد تن خود را به تنم مي سايد.
*****************

 

به تو اي دوست سلام دل صافت نفس سرد مرا آتش زد، کام تو نوش و دلت، گلگون باد، بهل از خويش بگويم که مرا بشناسي: روزگاريست که هم صحبت من تنهائي است، يار ديرينه ي من درد و غم رسوائي است، عقل و هوشم همه مدهوش وجودي نيکوست، ولي افسوس که روحم به تنم زنداني است، چه کنم با غم خويش؟ که گهي بغض دلم مي ترکد، دل تنگم ز عطش مي سوزد، شانه اي مي خواهم که بگذارم سر خود بر رويش و کنم گريه که شايد کمي آرام شوم، ولي افسوس که نسيت. کاش مي شد که من از عشق حذر مي کردم يا که اين زندگي سوخته سر مي کردم، اي که قلبم بشکستي و دلم بربودي! ز چه رو اين دل بشکسته به غم آلودي؟ من غافل که به تو هيچ جفا ننمودم، بکن آگه که کدامين ره کج پيمودم؟ اي فلک ننگ به تو خنجرت از پشت زدي، به کدامين گنه آخر تو به من مشت زدي؟ کاش مي شد که زمين جسم مرا مي بلعيد، کاش اين دهر دورو بخت مرا برمي چيد، آه اي دوست! که ديگر رمقي در من نيست، تو بگو داغ تر ار آتش غم ديگر چيست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش. ديگر اي باد صبا دست ز بختم بردار خبر از يار نيار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم مگر اين غم ز سرم دور شود ولي افسوس نشد، ولي افسوس نشد...
*****************

 

اندوه مرا بچين كه رسيده است

 

من در آستان نگاهت بي‌ سايه پي تکرار آيه عشقم
کعبه‌اي از نور تا به محراب وسجودم بر خاک
و چه غوغايي اي از آب و رنگ رسته ايستاده آينه رو در آينه
نزديکتر از آني که بگويم نگاهم فرسنگ‌ها فرسنگ سنگفرش‌ها را تا شمار قدمهايت پاييد
تو اينجايي حتي نزديکتر و نزديکتر، نزديکتر از يک يک يادگارهايت

خيسم از شبنم نور‌خورده بلورآگين تنت
نفسم پيچيده در آشفتگي خيال انگيز هر رشته مويت
پيدايم و گمشده در تقدس چشمانت
دلباخته‌ام
مست...
نگاه کن که غم درون ديده ام
چگونه قطره قطره آب مي شود
چگونه سايهء سياه سرکشم
اسير دست آفتاب مي شود
نگاه کن
تمام هستيم خراب مي شود
شراره اي مرا به کام مي کشد
مرا به اوج مي برد
مرا به دام مي کشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب مي شود

**************

ترسم از شب نيست ... ترسم از نبودن نيست ... ترسم از دلي است که پرده پوشي نميداند ... و زماني که بيهوده بگذرد ... و باز در امتداد شک و دلهره ... اسير وسوسه انديشه هاي خود به راه خود برويم ... راهي که هر لحظه ترس و دلهره ، بر اندام شب ، مي اندازد ...!
ترسم از تکرار است .. تکراري سخت سرد ، تکراري که بي تو باشم ... دلم از تکرارم برتو دلهره و غصه ام را دو چندان ميکند ... ! که نکند برايت تکراري را تداعي کنم که خسته از تنم ، ذهنم ، صحبت و ماندنم شوي ...! من از تکراري شدنم ميترسم ...! من از رفتنت ميترسم ... من از نبودنم ... من از صداقتي که بيهوده بگذرد ... ! من از مرگ عشق ميترسم ... من از بي تو بودن ... من از سکوت ميترسم ... من از خسته شدنت ... من از بيهوده بودنم سخت ميترسم ...!
يه نفس همنفسم باش، نذار از نفس بيافتم !

 
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 4:18  توسط کمند | 
 
معرفی نامه

با کوچه اواز رفتن نيست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست
وقتى تو نباشى من به من مشكوكم
به هر گل به هر سايه روشن مشكوكم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
بى تو به كابوس و به رويا مشكوكم
به شعله به پروانه حتى مشكوكم
باز امشب فانوسي روشن نيست
با سوگ اين شب يك شيون نيست
از كوكب تا كوكب خواموشي
شب هست و شوق شب كشتن نيست
ترسم نيست از ديوار از بن بست از سايه
تاريك تاريكم من از من ميترسم
چرا دل ببندم به شب كوچه گردى
كه از اين سكوت سترون ميترسم
من از سايه هاى شب بى رفيقي
من از نارفيقانه بودن ميترسم
مشكوكم به اشك كبوتر مشكوكم
مشكوكم به خواب خاكستر مشكوكم
با کوچه اواز رفتن نيست
فانوس رفاقت روشن نيست
نترس از هجوم حضورم
چيزى جز تنهايى با من نيست
شب هست و شوق شب كشتن نيست


دل نوشته های سابق
هفته دوم آذر 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
شهریور 1388
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
مهر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

آرشیو موضوعی
انگیزه هائی عاشقانه برای بودن

با قلمی از
عاشقان
(عشق به خدا شاهراهی به کمال)
دکتر الهی قمشه ای
نیکاح .... منصور
ماه نخشب ...شیدا

گشت و گذار وبلاگی




حضار عشق: نفر

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM